|
نویسنده بریرانی
|
|
1388/06/05 ساعت 09:18:43 |
|

كافكا بر ساحل/رمان اثر هاراكي موراكامي ترجمه گيتا گركاني نشر كاروان
در رمان "كافكا در ساحل" ما با يك اديپ پانزده ساله مواجهیم. نوجواني كه از پدرش ميگريزد تا مادر و خواهرش را پيدا كند. البته اين تنها يكي از مفاهيم نهفته در اين رمان است. رماني كه تشكيل شده از چندين داستان كه در ابتدا هر كدام مستقل از يكديگر روايت ميشوند. موراكامي با صراحتي كه درخور فضاي داستان است از آثار كافكا حرف ميزند؛ زندگي بتهون را تحليل ميكند و در مورد موسيقي كلاسيك نظر ميدهد. موراكامي از عشق و دردي جهانشمول مينويسد. مفهوم برجستهي ديگري كه در آثار موراكامي ديده ميشود مرگ و پوچي است. با اين همه، اين نيستي در قالبي رنگارنگ پيش چشم خواننده نمايان ميشود. شيريني شخصيتي مثل ناكاتا و لحظات عاشقانهاي كه "كافكا تامورا" دچارش ميشود و آن شوقاش براي خواندن و تجربه كردن و دست و پا زدن براي رهاي از روزمرگي، انگار اشارهي روشني است به زندگياي كه در دل اين مرگ نهفته و از اينجاست كه باز نويسنده خوانندهاش را دچار ترديد ميكند و كتاب كه بسته ميشود آن تعليق داستاني انگار همچنان ادامه دارد. ارسال یادداشت (0یادداشت) |
|
آخرین بروز رسانی ( 1388/06/16 ساعت 05:49:02 )
|
|
ادامه مطلب ...
|