|
نویسنده بریرانی
|
|
1388/06/05 ساعت 09:45:11 |
|
صفحه 1 از 4 داش آکل
حسين سناپور در نقدش بر «داش آكل» در ويژهنامهي جشنوارهي ادبي اصفهان به چند نكتهي جالب اشاره كرده، كه بد نميبينم در اين نوشته نگاهي هم به نظرات ايشان داشته باشم. سناپور معتقد است، «داش آكل» آغازي بسيار سنجيده و زيبا دارد: «همهي مردم شيراز ميدانستند كه كاكا رستم و داش آكل سايهي همديگر را با تير ميزنند.» اين جمله كه يك جملهي تلخيصي است و با آوردن چند كلمه حال و هواي ماجرا و محيط و روابط آدمها را تعريف كرده، در ادامهي داستان با جملات توصيفي و البته گاه گزارشي، بسط داده شده و خواننده را از شرح ماوقع آگاه ميكند. در اين جمله خواننده با نزاعي مواجه ميشود كه سه راس دارد: داش آكل، كاكا رستم و مردم شيراز. رفته رفته كه در داستان پيش برويم خواهيم ديد كه در واقع درگيري اصلي بين مردم و داش آكل است.

داش آكل كه قبل از ديدن مرجان با سنت و قوانين دست و پاگير اجتماع مشكلي نداشت و اتفاقن آدمي بود محبوب خاص و عام، با دل باختن به دخترك، دچار تضادي عجيب و كشمكشي دروني ميشود. داشآكل ذاتن آدم آزادي طلبي است و اين را به روشني در رفتار و گفتارش ميبينيم. مردي مجرد كه از مسئوليت فراري است و بارها به صراحت اشاره ميكند كه آزادياش چه قدر اهميت دارد برايش. پافشاري نويسنده بر اين وجه از شخصيت داش آكل شايد ظاهرن خيلي مكرر و سطحي به نظر بيايد، اما با كمي دقت ميتوان پي برد كه «هدايت» عمدن اين وجه شخصيت داش آكل را پر رنگ كرده تا خواننده به عمق فاجعهاي كه قهرمان داستان دچارش ميشود پي ببرد. داش آكل كه طي سي و چند سال زندگياش هيچ زني را در دل راه نداده بود حالا با نگاهي دلباختهي مرجان ميشود و در شرايطي قرار ميگيرد كه نه عرف و اجتماع اجازه ميدهند عشقش را ابراز كنند و نه حتا وجدان خودش راضي ميشود تا چيزي از حسش بگويد. در نتيجه داش آكل دچار كشمكشي دروني مي شود كه نهايتن منجر به مرگش ميشود. مرگ داشآكل با قمهي خودش، نماد اين مطلب است كه داش آكل نه به دست دشمن بيرونياش كه توسط افكار و عقايد خودش كشته شد. از طرفي پديدهي مرگ در اين داستان بسيار طبيعي و منطقي روي ميدهد. «هدايت» اصولن نويسندهي مرگ انديش بود و نوعي وسواس و شهوت داشت براي نوشتن از مرگ و حتا گاهي در بعضي آثارش مرگ مثل يك عامل بيروني خودش را به داستان تحميل كرده، اما ميشود گفت حركت هدايت براي رسيدن به لحظهي مرگ داشآكل حركتي قابل قبول است. داش آكل هفت سال پيش با كاكا رستم خط و نشاني كشيده تا سر گذر يكديگر را ملاقات كنند و به حسابهاي پاك نشدهشان بپردازند. از هفت سال پيش تا روز عروسي مرجان، داش آكل ديگر گرم رسيدگي به كارهاي خانوادهي حلج صمد است و طبيعي است به محض حضورش در پاتوق هميشگي، خواننده بايد منتظر درگيري دو شخصيت اصلي داستان باشد. يكي ديگر از نكات قابل توجه در اين داستان شيوهي شخصيت پردازي «هدايت» است. نويسنده در صحنهي آغازين داستان كه به توصيف قهوهخانه و حالات داش آكل و كاكا رستم ميپردازد با تردستي آدمهاي داستانش را ساخته. آنجا كه اشاره ميكند به سكوت داش آكل در برابر كل انداختنهاي كاكا رستم و توصيف چرخاندن يخ در كاسه، كاري كه نشان از صبر و حوصلهي زياد دارد، خواننده را با داش آكلي مواجه ميكند كه دچار يك نوع آرامش و صبر دروني است. اگرچه در طول داستان ميبينيم كه داش آكل چطور از هم ميپاشد. در مقابل كاكا رستم با آن نگاه تحقير آميزش معلوم است كه دچار غرور و خود بزرگ بيني است و البته لكنت زبانش يك جور حس حقارت دروني را به نمايش ميگذارد. بي ترديد اوج پرداخت شخصيت در «داش آكل» به همين چند خط محدود ميشود، چون در ادامه «هدايت» براي توصيف حالات داش آكل از جملاتي گزارشي و حتا شعاري استفاده كرده. اين حركت نويسنده، خوانندهي امروز را به اين انديشه ميبرد كه، هدايت كه در همان دوران آثار «جويس» را مطالعه ميكرد، چرا نميتوانست آن شيوه را به ادبيات فارسي منتقل كند. شايد اين پرسش چندين پاسخ داشته باشد: احتمالن زبان فارسي در آن دوران قابليتهاي امروز را نداشت، يا اين كه پشتوانهي ادبي ما آثاري نظير بوستان و گلستان با شيوهي گزارشي و توصيفي بوده و فاصلهي زيادي بوده از اين ادبيات تا آن شكل مدرن و پيشرو كه در اروپا مرسوم بود. به هر حال لازم به توضيح نيست كه اشخاصي مثل جويس دوران كلاسيك را طي كرده بودند و رفته رفته به جايگاه فعليشان رسيده بودند. در حالي كه در ايران اين اتفاق هنوز نيوفتاده بود، و تمام ارزش «هدايت» و نويسندگان متعلق به آن دوره، به خاطر همين تلاش براي خلق ادبياتي نو و آثاري متفاوت با آن چه خوانندهي ايراني تا آن روز در دست داشت، بوده. مطلب قابل تامل ديگري كه در بيشتر آثار هدايت برجسته است و بسيار به آن اشاره شده، نگاه هدايت به «زن» است. اگر بخواهيم تنها به همين داستان بپردازيم، ميشود گفت محيط داستان، محيطي كاملن مردانه است و اين محيط در حالتي پرداخت ميشود كه مرجان نقشي كليدي و زير و رو كننده در كل ماجرا دارد. «هدايت» در توصيف شخصيت داشآكل و كاكا رستم سنگ تمام ميگذارد، او حتا سر و وضع قاصدي را كه براي لحظهي وارد داستان ميشود تا مرگ پدر مرجان را خبر دهد، با وسواس توصيف ميكند، اما تصويري كه ما از مرجان داريم، جز تصوري سايهوار چيست؟ حتا وقتي داش آكل ياد خاطرات گذشتهاش ميافتد، اين ياد و خاطر مرجان نيست كه جان ميگيرد بلكه يادآوري تصاويري است از گردشهايي كه با دوستانش داشته، سفرهايي كاملن مردانه كه معلوم نيست در آن لحظات عاشقانه يادآورياش چه اهميتي دارد. حضور مادر مرجان هم بيرنگ است و فقط در يكي دو جملهي بي حس و حال خلاصه ميشود. داش آكل وسايل خانه را ميفروشد، محل زندگي مرجان و خانوادهاش را تغيير ميدهد و تمام اين تحولات در حالتي رخ ميدهد كه خواننده به هيچ وجه حضور مرجان و مادرش را حس نمي كند. مسئلهي قابل توجه ديگر انتخاب شيراز به عنوان لوكيشن اين داستان است كه نشان از تيزبيني «هدايت» دارد. شيراز به عنوان شهري كه فضايي بين زندگي سنتي و مدرن دارد، با پشتوانهي فرهنگي و همينطور ديني، بهترين انتخاب بود براي نمايش كشمكش اين مدرنيته و سنت. اوج اين تقابل را وقتي ميبينيم كه با گذشت هفت سال چطور پوشش مردم تغيير كرده، اما داش آكل هنوز به شكل همان داشهاي دوران خودش ميگردد و البته اين اشاره به اين مطلب هم هست كه داش آكل هنوز به مرام و اصول جوانمردي پايبند است. به طور كلي «داش آكل» داستان خواستن و نتوانستن است و خلق آن نگاه مختص «هدايت» به عشق و معشوق كه روحاني است و اثيري و دست نيافتني. عشقي يك طرفه و بي پاسخ كه در نهایت منجر به اتفاقي تراژيك ميشود.
|
نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:11:49 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:13:10 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:13:57 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:14:00 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:14:04 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:14:09 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:14:13 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:14:17 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:14:21 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی | نویسنده هودیسه در تاریخ 1388/07/16 ساعت 09:14:27 پونه جون منتقد فوق العاده ای هستی موفق باشی |
|
|
آخرین بروز رسانی ( 1388/06/08 ساعت 18:40:48 )
|